مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینههای اضافی فقط با این نرمافزار تمام شبکه ها را ببینید |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
برای به یاد آوری امرزو در کنار تو
دیروز میهمان افتخری همایش مرثیه ای برای یک رویا بودم در دانشگاه علوم پزشکی بابل، با قدیسه در مراسم شرکت کردیم ، بغض های فروخفته ام را داد زدم ، با چشم هایی که نگران بودند قطعه قطعه شوند کلمات زیر تیغ های مصلحت سنجی، در پایان مراسم دومین تقدیر نامه ی رزومه ی ادبی خودم را از دست های دکتر کامران محمدی عزیز شاعر پست مدرن گرفتم ، و این تازه اول راه است، این شعرها باید تکان دهد روح مسخ شده و خواب رفته ی بچه های سرزمین مادری را.....
جمعیت خوبی برای شنیدن دغدغه های شاعران آدمه بودند و چه خوب بود اگر که دنیا را برای یک هفته شاعران اداره میکردند ، چه خوب بود اگر برای تکیه زدن بر مسند قدرت داشتن احساس شرط لازم بود.......
به عضویت افتخاری انجمن دانشگاه علوم پزشکی در آمدم، با پیشنهاد دکتر محمدی، همیشه بچه هایی که پیشینه ی تجربی داشتند به مراتب از ما مهندسان که دنیا را صفر و یک میبینیم و انسانی ها که در دالان بی پایان قانون هایی که فقط نوشته میشوند شبیه ربات دنیا را نگاه میکنند بهتر شاعری کرده اند.
خوشحالی نگاه قدیسه را دوست داشتم وقتی تقدیر ناه و یادبود را اهدا میکردند...
قدیسه ی نازنینم کاش تولد های دیگرم را زیر یک سقف جشن بگیریم
28 اردی بهشت سال 70 نیمه شب بود یا حوالی صبح شنبه ، که صدای گریه ام مثل همه ی گریه های دیگر علامتی بود برای وجودم......
حالا اما صدای گریه هایم را باید در نطفه خفه کنم و داد بزنم ::
(( همه چی آرومه **** ما چقدر خوشبختیم))
خداراشکر که با تو ام خدا را برای همه چیز شکر ، در آغازین روزهای 22 سالگی ام صمیمانه از خدا میخواهم عمرم کوتاه باشد و مفید وتاثیر گذار ، و صمیمانه دوست دارم که زودتر از مادرم --برادرم و قدیسه ی عزیزم بار سفر را ببندم ))
پروردگارا حول حلنا الی احسن الحال ، پروردگارا چشم های خواب بهترند از فکرهای خواب-- پروردگارا به من هر روز گوش زد کن که زندگی کار و بقای نسل و مرگ و تفریح نیست، این ها همه بهانه ای هستند باری رسیدن به هدفی بزرگتر، پروردگارا مباد روزی که زندگی ام خلاصه در همه ی غرایض حیوانی شوند... خدایا توی آغوش تو از غم خبری نیست از دروغ و حرف های زرد خبری نیست.........
آرزو میکنم که همه بیشتر بخوانند بیشتر بفهمند و خودم هم همینطور---- کاش دنیا روی یک پاشنه بچرخد : عدالت
کوچه وقتی که نباشی رگ خشکیده ی شهره
یکه بودی
یکه ماندی
یکه رفتی

"محاکمه"،
"چشمان سیاه"،
"سام و نرگس"،
"میخواهم زنده بمانم"،
"طوطیا"،
"تاراج"،
"آکواریوم"
دوریت عذابم میده مرد....
خلیج پارس واسه ی ماست

جنگل که بی صاحب بشه ، شغال ادعای پادشاهی می کنه ، الان حکایت ماست ، فک کن کشوری که کل تاریخش به زور به 50 سال برسه ، به خاطریه ادعای واهی ، ما رو تحریم میکنه ، تو جام غرب آسیا ی فوتسال نمیاد چون تو ایرانه مسابقات ، بازی با تیم ملی رو لغو می کنه ، و اقتدار ایران اونقدر پایین اومده که هیچ کاری در برابر این دهن کجی ها نمیکنه ، به بهانه ی ادعا های دوباره ی شیخ نشین ها در مورد جزایر سه گانه و خلیج پارس ، تو یه اقدام نمادین و خودجوش به مدت یه هفته اسم گروهی از وبلاگ ها با هر سلیقه و طیف نوشتاری به خلیج فارس تغییر کرد ، تا نشون بدیم هرچقدر از شرایط موجود ناراضی باشیم و اختلاف بر سر نحوه ی اداره ی کشور داشته باشیم ، ذره ای از خاک این کشور رو به احدی نمی بخشیم ، مخصوصا این کشور های اندازه نخودی نمکی حوضه ی خلیج فارس.
این خلیج پارس هست و پارس خواهد ماند ، ما را هیچکس نمیتواند جعل کند. خلیج پارس واسه ی ماست.
تشکر ویژه از بانوی با اقتدار آریایی ، فرزند خلف این سرزمین ماهی تنگ بلور عزیز که خیلی زحمت کشید برای این کمپین حمایت از خلیج پارس
برای مشاهده ی نتیجه زحمات این بانوی آریایی و تماشای تپش قلب جوونای این مملکت واسه هویتشون اینجا رو حتما ببینید

بازی وبلاگی
انتهای خیابان هشتم

(( لباس ابریشم این زن
عزای عمومی است
در تقویم پروانه ها.....))
<< الف تا ی — سروده ی علی اسدالهی ---- نشر آهنگ دیگر ))
درست روزهایی که سینما هم مثل همه ی چیز های دیگه ی این کشور درگیر سیاست شده و با انواع ترفند های ناجوانمردانه فیلم های خصوصی و گشت ارشاد ناگهان پایین کشیده شدند تا قلاده های ننگین طلا یکه تاز جدول فروش شه ، تصمیم گرفتم انتهای خیابان هشتم رو ببینم.
فیلم به شدت قوی بود ، اساسا سینما بعد از درباره ی الی نشون داده هرقدر از فیلم های سخیف کمدی و عشق بچه پولدار ها جدا میشه و به جامعه نزدیک میشه برای مخاطب قابل احترام تره ، علی رقم اینکه نگاتیو های فیلم از تیغ حلاد های سینما و سانسورچی ها در امان نموند اما اونقدر در تلقین سیاهی شهر ، فقر، و ناهنجاری های سیاسی – اجتماعی خوب عمل کرد ، احساس می کردم قلبم در حال کنده شدن از سینمه، بغض خفه شدم در طول فیلم در سکانس آخر با ناله ی صابر ابر ناخود آگاه تبدیل به هق هق شد ، این وسط دختر و پسری که مشخصا شعور اجتماعی چندانی نداشتند ، ما بین هجوم بدبختی ها و نامروتی های روزگار که به زیبایی به تصویر کشیده شده بود قهقه می زدند، دوست داشتم بلند شم و همه ی فحش های جهان رو نثارشون کنم و به هرکدومشون کشیده بزنم ، اگر فیلم رو دیده باشید میفهمید چی میگم ،اونقدر آدم رو از این اجتماع کثیف آزرده خاطر میکنه که گاهی از ایرانی بودن خودت متنفر میشی.
توصیه موکد دارم که فیلم رو با بازی کم دیالوگ و زیبای بهداد- بازی متفاوت ترانه علیدوستی و هنرهمیشگی صابر ابر ببینید تا دوباره تو ذهن ها تداعی شه که تهران و ایران تنها سرسری و از بالا و فاصله ی دور زیر نورچراغ ها در شب زیباست و در عمق اونقدر کثیف و بیماره که همه ی مردم رو بستری خونگی کرده.
مردمی که هنوز هم عده ای روانپریش دیوانه ی احمق برای تماشای دار زدن یک آدم از هم سبقت میگیرند تا جان دادن یک انسان رو تماشا کنند- عده ای مجبورند تاوان داشتن عقیده ای متفاوت با اجتماع رو بدند حال اونکه پدر بزرگوار آریایی ما کوروش سال ها پیش آزاد گذاشت نوادگانش رو در انتخاب راه و عقیده- عده ای از شدت فقر مجبورند به انجام بدترین کارها.
(( تعجب می کنم از کسی که در خانه چیزی برای خوردن ندارد و به روی مردم شمشیر نمیکشد )) این جمله ی ابوذر در صدر اسلام مبین رفاه طلبی اسلام برای انسان هاست در حالیکه امروز فقر ، نوعی ارزش تلقی شده ، و پاداشی بزرگ در ستایشش وعده می شه ، و ما چقدر از همه ی معیار های زمینی و آسمانی یک زندگی خوب دور شده ایم و می شویم.
فیلم رد پایی از همه چیز رو در خودش داره - بی بندو بار شدن جامعه مردهای گرگ صفت- فقر- فحشا- عدم آزادی عقیده-و.........
(( ای کاش میشد
وطنم را
چون پیراهنم
در چمدانم بگذارم ))
<< علی رضا لبش---- خنده در مراسم تدفین ---- نشر سوره ی مهر >>

